مجتبى ملكى اصفهانى
151
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
مىشود : مشهور از اين روايت اعراض كردهاند ، يعنى آن را رها كرده و برطبق آن عمل نكردهاند . يا در فقه مىگويند : اعراض از وطن باعث مىشود كه وطن نيز از حيث قصر نماز ، حكم ساير مكانها را داشته باشد . در اينجا اعراض از وطن يعنى روىگرداندن و رها كردن وطن . اعلم در باب تقليد ، بحثى تحت عنوان لزوم تقليد از اعلم مطرح است . ولى منظور از اعلم چيست ؟ بر اساس معنايى كه از اين لفظ متبادر است ، اعلم كسى است كه علم او بيشتر باشد ، همان گونه كه در موارد مشابه نيز هركس كه صفت يا خصوصيتى در او بيشتر باشد ، افعل تفضيل را در مورد او به كار مىبرند . ولى در اينجا مراد از اعلم ، معناى متبادر آن نيست ، بلكه مراد از اعلم اين است كه مجتهد نسبت به سايرين مهارت بيشترى در تطبيق قواعد كلى بر مصاديق و رد فروع به اصول داشته باشد ، و قدرت استنباط و استنتاج احكام از مبادى و ادله آن در وى قوىتر از ديگران باشد ، و اين متوقف است بر علم مجتهد به قواعد و اصول كلى ، و حسن سليقه وى در تطبيق اصول كلى بر فروع و رد فروع به اصول . بنابراين ، علم يا حسن سليقه و يا اطلاع بر فروع فقهى و اصول مختلف هيچكدام به تنهايى نمىتوانند ملاك صدق اعلم بر مجتهد باشند ، بلكه بايد تمام موارد فوق در حد اعلى در وجود شخص فعليت يافته و به صورت ملكهاى قوى در او ثابت و متحقق شده باشند . « 1 »
--> ( 1 ) برگرفته از التنقيح ، ص 203 و الرسائل الاربع ، رساله سوم ، اجتهاد و تقليد ، ص 159 .